عقب نشینی ملک یا همان اصلاحی ملک چیست و شامل چه ضوابطی می شود؟
در ضوابط و مقررات تعیین شده در طرح تفصیلی شهرها حداقل عرض گذرهای معابر مشخص شده است. بر اساس این ضوابط ملک هایی که وارد گذر شده اند با عقب نشینی ملک یا همان اصلاحی ملک رو به رو خواهند شد.
در این شرایط برای مالکان مسائل و مشکلاتی پیش خواهد آمد. ضمن اینکه برخی افراد اقدام به خرید یک ملک می کنند و پس از مدتی متوجه می شوند که آن منطقه درمحدودۀ طرح های نوسازی شهرداری قرار دارد و به این ترتیب متحمل زیان های بسیاری می شوند.
بر اساس طرح تفصیلی شهرها جهت گسترش عرض گذرها و افزایش کیفیت جریان ترافیک برای املاک عقب نشینی در نظر گرفته شده است. در گذرهایی که از نظر شهرداری اولویت بالایی ندارند اصلاحی یا عقب نشینی صرفا هنگام ساخت و ساز ساختمان جدید اجبارا اعمال می شود.
متراژی که ملک باید از گذر محل عبور (کوچه و خیابان) فاصله بگیرد اصلاحی نامیده می شود. هدف از اجرای اصلاحی ملک یا عقب نشینی بزرگتر شدن عرض گذرها است.

در صورتیکه مساحت ملاک تراکم ملک بر اساس متراژ سند باشد نکات زیر قابل توجه است:
مطلب پیشنهادی: قرارداد مشارکت در ساخت

مثال:
ملکی با مساحت ۴۹۰ مترمربع (ملاک عمل متراژ سند است)، تراکم ۳۰۰% ، ۵ طبقه مسکونی و پیشروی ۶۰% بعلاوه ۲متر وجود دارد. این ملک باید از گذر ۲ متر عقب نشینی کند و طبق شکل زیر این ۲ متر از تراکم، تعداد طبقات مسکونی و پیشروی ملک کسر نشده و تنها از مساحت حیاط ملک کم می شود.
انواع اصلاحی (عقب نشینی ملک)
عموما شرایط اصلاحی در ملکهای شرقی و غربی مشابه است و از تراکم مجاز شما کسر می شود.
توصیه مهم: به شما توصیه می شود قبل از اقدام برای اخذ دستور نقشه، خرید ملک و مشارکت در ساخت از شخص یا گروهی که اطلاعات کافی درباره ضوابط بروز شهرداری دارد، مشورت بگیرید.
عقب نشینی ملک عموما به سه صورت زیر انجام می پذیرد:
تعریض از محور میانی: رعایت عرض گذر مصوب توسط پلاک های طرفین معبر به میزان مساوی از محور گذر الزامی است. به عبارت دیگر برای تعریض مسیر در این حالت متراژ نهایی تعریض اگر 4 متر متر باشد، 2 متر ملک بالایی گذر و 2 متر ملک پایینی گذر عقب نشینی خواهد داشت. برای اینگونه از عقب نشینی ها، املاک به میزان مساوی از گذر عقب می نشینند، ملاک وسط گذر تعیین شده توسط طرح تفصیلی شهر تهران است.
رعایت عرض گذر بر اساس طرح های هندسی مصوب: در اینگونه از عقب نشینی ها، املاک نسبت به فرم هندسی گذر عقب می نشینند.
عقب نشینی ملک از یکطرف: برای این نوع عقب نشینی ها، رعایت اصلاحی برای یکطرف گذر در نظر گرفته می شود. در مثال بالا چنانچه اعلام شود که 4 متر عقب نشینی تنها از سمت پایین گذر بایستی اتفاق بی افتد، ملکی که در بالای گذر قرار دارد دچار اصلاحی نخواهد شد.
بر اساس فهرست اشتباهات ثبتی مصوب ۱۳۵۳ هرگاه در ذکر جهات ملک اشتباه شده و با همان اشتباه ملک در دفتر املاک ثبت شده باشد، پس از احراز اشتباه به شرط اینکه اختلافی با مجاورین و همچنین اختلافی در حد فاصل نباشد، اصلاح آن بلامانع است .
به علاوه، در مورد کسر مساحت و طول اضلاع تحت این شرایط اصلاح ثبت ملک و سند مالکیت بلامانع است.
همچنین، طبق ماده 20 قانون ثبت، مجاوری که نسبت به حدود ملک، حقی برای خود قائل است می تواند اعتراض نماید. که در این مورد در پی درخواست شرکت، صدور سند تک برگی و تهیه نقشه کاداستر (نقشه ثبتی با استفاده از نقشه هوایی که ملاک عمل دادگاه ها و اداره ثبت است) ممنوعیتی جهت اصلاح ثبت ملک و سند مالکیت وجود نداشته است.
بنابراین اقدامات شهرداری مبنی بر درخت کاری مغایر با قاعده تسلیط و حق مالکیت شرکت بوده است.
مطلب پیشنهادی: راه حل تعیین اصالت سند ملکی
قانون ثبت، ملک ثبت شده را از آن کسی می داند که در اسناد ثبتی، ملک به نام اوست.
پس اسقاط چنین مالکیتی به صرف اعراض از بین نمی رود و مال از حیطه سلطنت مالک به صرف اعراض خارج نمی شود، مگر این که به بایر شدن ملک منجر گردد و دولت آن را بر مبنای نیازهای عمومی تصاحب کند.
با توجه به این که عقب نشینی املاک معمولاً با اختیار و رضایت مالک صورت نمی گیرد، بلکه با نیرویی خارجی، مال از تسلط شخص خارج شده، به لحاظ فقدان قصد اباحه دیگر شامل قاعده اعراض نیست.
در پی اقدام شهرداری شایان ذکر است که مطابق ماده 101 قانون شهرداری ها، قانونگذار معابر و شریان های عمومی که در اثر تفکیک اراضی احداث می شود را متعلق به شهرداری دانسته و شهرداری در قبال آن به هیچ عنوان وجهی به صاحب آن پرداخت نمی کند.
مفهوم مخالف آن این است که اگر احداث معبر و شارع در اثر اجرای طرح باشد می بایست غرامت آن به مالک پرداخت شود.
در واقع، عقب نشینی املاک که در نتیجه اجرای طرح تعویض به مالکان این گونه املاک تحمیل می شود به منزله اجرای حکم ماده ۱۰۱ قانون شهرداری محسوب نشده و در چنین مواردی، ماده ۴۵ اصلاحی آیین نامه قانون ثبت املاک نیز، دلالتی بر سلب مالکیت رایگان ندارد.
مطلب پیشنهادی: وکیل ملکی
در ماده ۹۶ قانون شهرداری مقرر شده هرگاه برای تأمین احتیاجات شرعی و رفع نیازمندی های عمومی باید تمام یا قسمتی از اراضی و املاک در محدوده شهر به تصرف شهرداری درآید، از قانون توسعه معابر مصوب ۱۳۲۰ باید استفاده شود.
در ماده ۱ قانون مذکور، مقرر شده هرگاه شهرداری ها توسعه، اصلاح یا احداث برزن، خیابان، میدان، گذر، کوی، انهار یا قنوات را برای تسهیل آمد و شد یا زیبایی شهر لازم بدانند، طبق مقررات این قانون رفتار خواهد شد.
در ماده ۴ این قانون تصریح شده که شهرداری می تواند هر مقدار ملکی را که لازم بداند به بهای عادله خریداری نماید.
به علاوه، بر اساس رأي وحدت رويه 186 مورخ 25/12/1371 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري استفاده از املاك اشخاص به منظور تأمين نيازمندي هاي و تأسيسات عمومي شهري به حكم قوانين موضوعه بايد از طريق خريد و تملك آنها صورت گيرد.

احداث ساختمان در املاکی که با طرحهای تعریضی برخوردارند با رعایت ۶۰٪ طول و مساحت سند قبل از اصلاحی در باقیمانده زمین و درحد تراکم مجاز بلامانع می باشد.
پیش آمدگی بیش از۶۰٪ طول تحت زاویه ۴۵ درجه، با رعایت طول۶۰٪ مساحت سند (قبل از اصلاحی) به شرط واگذاری مقدار جزء گذر به شهرداری بلامانع است. (۹۳۰/۴۱۰-۲۷/۱/۶۴)
مطلب پیشنهادی: ضوابط ساخت و ساز در تهران
قبل از اینکه طرح های شهرداری به مرحلۀ اجرا برسند، به مالکان اطلاع داده خواهد شد. اطلاعات مربوط به طرح های نوسازی، در نشریات عمومی اعلام می شود.
به علاوه شهرداری برای تمامی مالکانی که همه یا بخشی از ملک آن ها در محدودۀ طرح قرار گرفته است، نامه هایی ارسال می کند. از طریق این نامه ها افراد از جزئیات طرح، زمان شرکت در جلسات تعیین قیمت و زمان تخلیه آگاه می شوند.
در برخی موارد مأموران شهرداری، شخصاً به محل مراجعه می کنند و با مالکان صحبت می کنند.
متأسفانه گاهی اوقات مالکی که از طرق مختلف نسبت به قرار گرفتن ملک در طرح های شهرداری اطلاع یافته است، اقدام به فروش آن می کند. برای افراد بسیاری اتفاق می افتد که ملکی را خریداری می کنند و در زمان سکونت یا اقدام به بازسازی ساختمان، با نامه ها و اخطارهای شهرداری برای تخلیه مواجه می شوند.
لازم است قبل از خرید هر ملک به شهرداری منطقه مراجعه و اطلاعات لازم را کسب کنید. با مراجعه به شهرداری می توانید تمامی اطلاعات مربوط به ملک را به دست آورید.
داشتن اطلاعاتی مانند کاربری پلاک (مسکونی یا تجاری-اداری)، عقب نشینی، متراژ دقیق و اضافه متراژ، تخلفات صورت گرفته و وضعیت ملک در طرح های حال و آیندۀ شهرداری، در هنگام خرید بسیار مهم است.
اولین نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که قانون به شهرداری اجازه می دهد طرح های نوسازی و بهینه سازی معابر را، هر گونه که صلاح می داند، اجرا کند.
این قاعده به این معنا است که شما به ناچار باید با شهرداری همکاری کنید و آن مقدار از ملک را که لازم است، در اختیار طرح های عمرانی قرار دهید.
برچسب:
نویسنده: سعید
تاريخ: سه
شنبه
31 مرداد
1402 ساعت: 14:55
این قرارداد برابر ماده ده قانون مدنی و تحت حاکمیت اصول آزادی و لزوم بین اشخاص به شرح مندرج در ماده نخست که اقرار و اعتراف دارند در سلامت عقل و صحت جسم بوده و من دون الکراه هستند؛ منعقد می گردد.
طرف اول : آقا/خانم/شرکت ………… ………… به شماره شناسنامه/شماره ثبت ………… و شماره ملی/شناسه ملی ………………….. متولد/ثبت شده در………… با وکالت/نمایندگی………………….. که از این پس طرف اول یا کارفرما خوانده می شوند. اقامتگاه ایشان عبارتست از: شهر: …………خیابان اصلی: …………خیابان فرعی: ………… کوچه: ………… پلاک ………… کدپستی: ……………. شماره تلفن: …………. دارای شماره حساب ………………….. عهده بانک …………………….. ایمیل قراردادی ……………………………………………. می باشد. تلفن همراه پیام رسان:………………..
طرف دوم : آقا/خانم/شرکت ………………….. به شماره شناسنامه/شماره ثبت ………… و شماره ملی/شناسه ملی ………… ………… متولد/ثبت شده در………… با وکالت/نمایندگی………… ………… که از این پس طرف دوم یا پیمانکار خوانده می شوند. اقامتگاه ایشان عبارتست از: شهر: …………خیابان اصلی: …………خیابان فرعی: ………… کوچه: ………… پلاک ………… کدپستی: ……………. شماره تلفن: …………. دارای شماره حساب ………………….. عهده بانک …………………….. ایمیل قراردادی ……………………………………………. می باشد. تلفن همراه پیام رسان:………………..
تبصره 1) طرفین اعلام می نمایند کلیه مکاتبات صرفاً در نشانی اعلامی در این قرارداد رسمی خواهد بود و هرگونه ابلاغی می بایست به همین نشانی ها انجام پذیرد. بدیهی است مکاتبه و ارسال مدارک در غیر نشانی اعلامی برای طرف مقابل مسئولیتی را ایجاد نخواهد نمود و موجد حقی برای ارسال کننده نمی باشد. نشانی های فوق الذکر اقامتگاه قراردادی طرفین محسوب می گردد. ضمناً ارسال تصویر به پیام رسان ………. به شماره اعلامی فوق الذکر به همراه ارسال ایمیل به منزله ابلاغ رسمی می باشد.
تبصره 2) فوت کارفرما موجب انحلال قرارداد نبوده و چنانچه وراث ظرف سی روز به صورت مکتوب و با امضا همگی آنها تقاضای تداوم آنرا داشته باشند کماکان معتبر خواهد بود در این صورت و نیز چنانچه طرفین بیشتر از یک نفر باشند الحاقیه ای تنظیم و نام اشخاص و سمت ایشان(پیمانکار یا کارفرما) درج خواهد شد، شایان ذکر است در صورت اجتماع اشخاص، ایشان استقلال رای نداشته و نظر جمیع آنها مورد نظر است.
عبارتست از مشارکت طرفین در ساخت مجتمع مسکونی/ تجاری/ اداری به مشخصات ذیل و برابر شروطی که در این قرارداد آمده است.
مقاله پیشنهادی: مدیریت پیمان چیست؟
این قرارداد از تاریخ اجرایی شدن بمدت ……….. ماه معتبر می باشد که درصورت تمایل طرفین این مدت کتباً و با امضای ذیل قرارداد و یا در قالب تهیه الحاقیه برابر ماده مربوطه قابل تمدید می باشد.
به ازای هر صورت وضعیت تصویب شده برابر………….درصد مبلغ مندرج در آن به عنوان حق الزحمه پیمانکار منظور می شود کلی قرارداد منعقده تعیین می شود که پرداخت آن پس از کسر حسن انجام کار در وجه پیمانکار خواهد بود.
تبصره1) هزینه های لازم جهت انجام موضوع قرارداد قابلیت مطالبه جداگانه ندارد و کلیه هزینه ها صرفاً در قالب صورت وضعیت ارایه می شود.
تبصره2) میزان درصد حق الزحمه با در نظر گرفتن کلیه جوانب امر بوده و تغییرات بازار تاثیری بر آن ندارد.
تبصره3) چنانچه در راستای پروژه ضرورت اقتضا نماید تا اجرتی به فردی پرداخت شود در صورت اقدام توسط شخص پیمانکار ایشان مستحق اجرت عرفی آن عمل است مگر آن که به نحو مکتوب توسط کارفرما منع شده باشد. این تبصره منصرف از امور اداری بوده منظور امور اجرایی است، در خصوص امور اداری در هر حال کلیه هزینه ها به جز فیش های صادره اعم از شهرداری، آب و فاضلاب و نظایر آن بر عهده پیمانکار است.
مقاله پیشنهادی: کارشناسی رسمی دادگستری
در صورت ایجاد هرگونه اختلاف در تفسیر این قرارداد و یا اعلام خسارت و یا اجرای مفاد قراردادی و تعهدات مندرج در آن، ابتدا از طریق گفتگو و سپس با اخذ نظر داور مرضی الطرفین اقدام خواهد شد. نظر ایشان برای طرفین لازم الاتباع می باشد. در صورت عدم حصول تراضی در انتخاب داور واحد هیات سه نفره داوری متشکل از نماینده واحد از سوی طرفین و درخواست ضم داور سوم از مرکز داوری اتاق بازرگانی تهران اقدام می شود.
تشریفات: طرف متقاضی ارجاع امر به داوری مکلف است به صورت کتبی تقاضای خود در خصوص تعیین داور مرضی الطرفین را به همراه موضوع مورد اختلاف به طرف مقابل اعلام دارد تا ایشان حداکثر ظرف سه روز کاری نظر خود در خصوص داور مرضی الطرفین را اعلام دارد چنانچه انتخاب داور واحد در مدت سه روز مورد اشاره ممکن نگردد هریک از طرفین هفت روز مهلت دارند دا تا داور اختصاصی خود را به طرف مقابل به صورت کتبی اعلام نمایند. در نهایت داوران تقاضای ضم داور سوم از سوی مرکز داوری اتاق بازرگانی تهران به همراه تصویر قرارداد و تقاضای داوری را به مرکز ارسال و پس از معرفی داور سوم هیات داوری تشکیل و ظرف بیست روز رای خود را به اکثریت صادر خواهد نمود. استمهال هیات برای یک بار و به مدت ده روز مجاز است.
درصورتی که هریک از طرفین نسبت به معرفی داور اختصاصی در موعد مقرر اقدام ننماید به منزله انصراف از معرفی بوده و داور اختصاصی ایشان از طرف مرکز منصوب خواهد شد. سایر تشریفات مطابق قانون آیین دادرسی در امور مدنی می باشد.
تبصره) این مقرره به عنوان شرط مستقل داوری محسوب می گردد و برای طرفین در هر صورت لازم الاجرا می باشد. منظور از طرف در این ماده کارفا و پیمانکار بوده لذا تعدد طرف اول یا طرف دوم مورد نظر نمی باشد و کارفیان و یا پیمانکاران به صورت واحد (یک طرف) در نظر گرفته می شوند لذا صرفاً نظر جمعی ایشان قابل انتساب خواهد بود و مثلاً معرفی داور از سوی یکی از کارفرمایان به منزله عدم معرفی داور بوده و داور اختصاصی از طرف مرکز انتخاب خواهد شد همچنین است در خصوص ارسال تقاضای ارجاع امر به داوری که باید ممضی توسط کلیه کارفرمایان یا پیمانکاران باشد.
این قراراداد و کلیه ملحقات و تعهدات ایجاد شده از آن چه مستقیما چه با واسطه تحت حاکمیت قوانین کشور ایران می باشد.
چنانچه در طول اجرای قرارداد تغییر بند یا ماده ای از قرارداد ضرورت یابد صرفاً ضمن تنظیم الحاقیه و با اعلام رضایت طرفین ممکن خواهد گردید.
این قرارداد تحت حاکمیت اصل لزوم بوده و جز در موارد مصرحه ذیل قابلیت فسخ و یا انحلال را ندارد:
تصویر مدارک مصرحه ذیل به عنوان جزء لاینفک قرارداد محسوب و قابلیت استناد دارد؛ طرفین صحت و اعتبار و تطابق تصاویر با اصول اسناد را اقرار نموده و به آن معترف هستند.
این قرارداد در14 ماده و در …. نسخه با حکم واحد در حضور شهود امضا کننده ذیل و در تاریخ / / 13 تنظیم و کلیه صفحات به امضای طرفین رسیده و نسخه ایشان مبادله گردید.
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1402 ساعت: 13:39
طرح اصلاح ماده ۱۰۰ قانون شهرداری که به کمیسیون عمران مجلس به عنوان کمیسیون اصلی ارجاع شده بود، در جلسه مورخ 1-4-1400 با حضور کارشناسان و مسئولان دستگاه های اجرائی ذی ربط و کارشناسان مرکز پژوهش های مجلس مورد) بحث و بررسی قرار گرفت و با اصلاحاتی در متن به شرح زیر به تصویب رسید. اینک گزارش آن در اجرای ماده (۱۴۳) قانون آیین نامه داخلی تقدیم مجلس شورای اسلامی می شود.
ماده واحده ماده ۱۰۰ قانون شهرداری مصوب با اصلاحات بعدی و تبصره های آن به شرح ذیل اصلاح می گردد
ماده ۱۰۰ : مالكین و سازندگان حقیقی و حقوقی اراضی و املاک واقع در محدوده و حریم شهر، باید قبل از شروع هرگونه تفکیک اراضی، افراز و عملیات عمرانی از شهرداری مجوز و پروانه ساختمانی اخذ و مطابق آن اقدام نمایند.

شهرداری مکلف است از هرگونه احداث بنا و عملیات عمرانی بدون پروانه با تفکیک و افراز اراضی بدون مجوز اعم از آنکه در زمین محصور یا غیر محصور باشد، در هر مرحله از ساخت و ساز جلو گیری و تجهیزات و اسباب و وسایل مربوط را جمع آوری کند و متعاقبا پس از اخذ دستور دادستان، بوسیله ماموران خود در مقام ضابطان قضائی و با همکاری مستقیم ماموران نیروی انتظامی نسبت به تخریب بنای غیر مجاز اقدام نماید. مالک یا ذی نفع مکلف است کلیه هزینه های تخریب و اعاده به وضعیت مجاز را به شهرداری پرداخت نماید.
هرگونه تخلف از مفاد پروانه از جمله اضافه بنای زائد بر مساحت زیربنای مندرج در پروانه ساختمانی یا تجاوز به معابر شهر یا املاک مجاور یا پیش آمدگی ممنوع است. مهندس ناظر موظف است از شروع عملیات ساختمانی و در تمام مراحل بر عملیات عمرانی از لحاظ انطباق ساختمان با مشخصات مندرج در پروانه و نقشه ها و محاسبات فنی ضمیمه آن مستمرة نظارت نماید و در صورت وقوع تخلف ساختمانی، به فوریت مراتب را کتبا به شهرداری، مالک یا ذی نفع و سازنده ساختمان اعلام نماید. عدم گزارش یا تعلل در اعلام به موقع تخلف از سوی مهندس ناظر ضمن ایجاد مسئولیت برای وی، رافع مسئولیت مالک و سازنده و شهرداری نمی باشد.
شهرداری مکلف است پس از آگاهی از بروز تخلف از مفاد پروانه توسط گزارش مهندس ناظر، مامورین ذیربط، سازمانها و دستگاه های مسئول و اعلام شهروندان، پس از احراز تخلف، بلافاصله از ادامه عملیات عمرانی و ساختمانی جلوگیری نماید و به مالک یا ذی نفع و سازنده طی اخطار کتبی ابلاغ نماید تا ظرف مدت یک ماه پس از ابلاغ، نسبت به رفع خلاف و تطبیق آن با پروانه ساختمانی اقدام نماید.
در صورتی که مالک یا ذی نفع و سازنده در مدت مزبور رفع خلاف ننماید، شهرداری مکلف است پس از اخذ دستور دادستان بوسیله مأمورین خود در مقام ضابط قضائی و با همکاری مستقیم ماموران نیروی انتظامی نسبت به تخریب آنچه بر خلاف مفاد پروانه احداث شده است و اعاده به وضع مجاز اقدام نماید.
مالک یا ذی نفع متخلف، مکلف است کلیه هزینه های تخریب و اعاده به وضعیت مجاز را به شهرداری پرداخت نماید. ادامه هرگونه عملیات اجرایی مستلزم اخذ گواهی عدم خلاف از شهرداری است.
هر گاه مهندس ناظر خلاف واقع گواهی نماید یا تخلف را به موقع به شهرداری اعلام نکند، شهرداری پس از اطلاع از تخلف مهندس ناظر مکلف است مراتب را با فوریت به شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی و کنترل ساختمان منعکس نماید. شورای انتظامی موظف است با فوریت موضوع را رسیدگی و در صورت ثبوت تخلف مهندس ناظر، برای بار اول ۶ ماه تا سه سال محرومیت از کار و در صورت تکرار تخلف رای به ابطال پروانه وی و حداکثر جزای نقدی محکوم نماید. در صورتی که عمل ارتکابی مهندس ناظر جنبه جزائی داشته باشد به تشخیص مرجع قضائی به حبس از یک تا دو سال محکوم می شود. مراتب محکومیت توسط شورای انتظامی نظام مهندسی ساختمان در پروانه اشتغال وی درج و موضوع به نحو مقتضی در روزنامه های کثیر الانتشار محلی اعلام می گردد. شهرداری مکلف است تا صدور رای توسط شورای انتظامی از اخذ گواهی امضاء مهندسین مذکور جهت پروانه ساختمان خودداری نماید.
در صورتی که شهردار یا مامورین شهرداری در فرایند صدور جواز و پروانه ساختمانی، گواهی عدم خلاف و صدور پایان کار مرتکب تخلف یا نقض یا عدم انطباق با طرح شهری مصوب ملاک عمل، گردند و در نتیجه حقوق عمومی تضييع گردد یا ضوابط شهرداری رعایت نشود، پروانه ساختمانی، گواهی عدم خلاف و پایان کار صادره باطل می گردد و شهرداری و حسب مورد استانداری و وزارت کشور مکلفند مراتب را به هیات های رسیدگی به تخلفات اداری و یا مراجع قضائی (در صورتی که عمل ارتکابی جرم باشد) اعلام تا مطابق مقررات و قوانین به تخلفات و جرائم متخلفین رسیدگی شود.
در صورتی که بین شهردار و مالک یا سازنده در وقوع تخلف اختلاف شود و گزارش مهندس ناظر ساختمانی مبنی بر عدم تخلف باشد یا گزارش مهندس ناظر خلاف واقع باشد، موضوع جهت رسیدگی، به وزارت کشور ارجاع می شود تا پس از بررسی و گرفتن نظر کارشناسی رسمی دادگستری در خصوص تخلف یا عدم تخلف به شهرداری اعلام نظر نماید و شهرداری موظف است مطابق این قانون اقدام نماید.
هرگونه تغییر کاربری و بهره برداری غیر مجاز از ساختمان موجب تعطیلی و توقف فعالیت غیر مجاز، پلمپ محل و اعاده به وضعیت مجاز می شود. در صورتی که مالک یا ذی نفع رفع خلاف ننماید، شهرداری مکلف به تخریب مستحدثات مازاد و اعاده به وضعیت مجاز پس از اخذ دستور دادستان می باشد. مالک یا ذی نفع متخلف، مکلف است کلیه هزینه های تخریب و اعاده به وضعیت مجاز را به شهرداری پرداخت نماید.
هرگونه انتقال رسمی عین یا منافع املاک غیر منقول واقع در محدوده و حریم شهر، موکول به اخذ پایان کار و گواهی عدم خلاف و گواهی عدم بدهی از شهرداری است که شش ماه از تاریخ صدور اعتبار دارد.
ساختمان هایی که پروانه ساختمانی آنها قبل از تاریخ تصویب اولین طرح توسعه شهری صادر شده و اضافه بنای جدید در آن ایجاد نشده است از شمول این ماده معاف می باشند.
شهرداری ها مکلفند ظرف مدت سه سال پس از لازم الاجرا شدن این قانون، نسبت به تعیین تکلیف پرونده های موجود در کمیسیون ماده ۱۰۰ اقدام نماید و این کمیسیون راجع به آن دسته از پرونده های تخلفات ساختمانی که منجر به صدور رأی قطعی نگردیده است برابر ضوابط و مقررات حاکم صدور رای نماید و راجع به آن دسته از پرونده های موجود که منجر به رأی قطعی کمیسیون گردیده است. با رعایت اصول و ضوابط سه گانه فنی، شهرسازی و بهداشتی منوط به عدم تجاوز به معبر و املاک مجاور و عدم تغییر کاربری باغات، برابر قوانین و مقررات حاکم با اخذ عوارض قانونی و جریمه ای معادل ۵ برابر ارزش معاملاتی سال تصویب این قانون، مبادرت به صدور رای نماید.
از زمان لازم الاجرا شدن این قانون، شهرداری مکلف است به موجب آیین نامه اجرائی این ماده که به پیشنهاد وزارت کشور تهیه می شود و به تصویب هیئت وزیران می رسد، در خصوص موارد عدم انطباق جزئی اجرا با پروانه ساختمانی، نسبت به اخذ عوارض قانونی و جریمه، اصلاح پروانه، صدور پایان کار و گواهی عدم خلاف اقدام نماید مشروط بر آنکه:
مالک یا ذی نفع مکلف است ظرف مدت ۶ ماه از زمان ابلاغ رأی کلیه هزینه های تخریب و اعاده به وضعیت مجاز و جریمه و عوارض قانونی متعلقه موضوع این ماده را به شهرداری پرداخت نماید. در صورت عدم پرداخت، به ازای هر ماه تاخیر دو درصد (۲٪) هزینه دیر کرد به آن تعلق می گیرد. بر اساس اعلام شهرداری، بدهی مالک یا ذی نفع طبق مقررات اسناد لازم الاجرا به وسیله سازمان ثبت اسناد و املاک کشور قابل وصول می باشد. سازمان ثبت اسناد و املاک کشور مکلف است نسبت به صدور اجرائیه و وصول طلب شهرداری اقدام نماید.
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 14:23
دستور موقت، از جمله اقداماتی است که به منظور حفظ حقوق خواهان تجویز شده تا با صدور و اجرای آنها، اجرای حکم صادره در آینده با مشکلی مواجه نشود. زیرا با توجه به حجم زیاد پرونده های دادگستری و اجباراً تطویل دادرسی، ممکن است پس از طرح دادخواست طرف دعوی برای ایجاد مانع دست به نقل و انتقال اموال خود و یا به هر طریقی مخفی نمودن آنها بزند. در نتیجه برای اینکه ذینفع (خواهان) در زمان اجرای حکم با مشکل عدم امکان اجرای حکم مواجه نگردد، تقاضای صدور دستور موقت می کند.

دستور موقت که به آن دادرسی فوری نیز گفته میشود، دستوری است كه دادگاه مبنی بر توقیف مال یا انجام عمل یا منع از امری صادر می كند. از جمله نکات قابل توجه این است که، نظر باینکه دستور موقت بنا بر مواد 311 و 318 قانون آیین دادرسی مدنی امری تبعی است، بنابراین خواسته دستور موقت باید متفاوت از خواسته دعوی باشد؛ یعنی خواهان نمی تواند خواسته اصلی خود را به عنوان خواسته دستور موقت از دادگاه بخواهد. بالفرض شخصی که توسط هیأت تخلفات اداری یک سازمان دولتی اخراج شده هنگام اعتراض به رأی قطعی در دیوان عدالت اداری، نمی تواند تقاضای دستور موقت مبنی به بازگشت به کار تا تعیین تکلیف نهایی نماید.
به علاوه، دستور موقت هیچ تأثیری در اصل دعوی ندارد. یعنی چنانچه دادگاه نسبت به توقف عملیات ساخت و ساز ملک مورد نزاع به نفع کسی دستور موقت صادر کرد، وی نباید تصور کند که قطعاً در دعوای اصلی نیز پیروز خواهد شد. همچنین اگر دادگاه نسبت به دستور موقت موافقت نکند چنین تلقی شود که خواهان دعوای اصلی حقی نخواهد داشت، بلکه این احتمال هم میرود که دادگاه موضوع را فوری تشخیص نداده تا دستور موقت صادر کند. در واقع قانونگذار در این باره فقط به اموري كه احتياج به تعيين تكليف فوری دارند اشاره كرده است بدون آنكه اين موارد را نام ببرد. بنابراين تکلیف فوری در هر دعوایی بسته به شرایط آن، می تواند از موارد دادرسی فوری به شمار آید.
بهترین نمونه آن هنگامی است که با رأی کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری، حکم به تخریب ساختما نی صادر شود و در پی آن شکایتی در دیوان عدالت اداری مطرح و حکم به ورود شکایت صادر شود و رأی به نفع شاکی صادر گردد. بدیهی است در این موارد ساده ترین راه قبل از رسیدگی به اصل دعوی این است که درخواست دستور موقت پذیرفته شود تا از دشواری جبران خسارات در آینده بکاهد. و الاّ چنانچه رأی کمیسیون ماده ۱۰۰ فوق اجرا شود، حکم دیوان فایده ای برای شاکی ندارد.
مطلب پیشنهادی: مشاوره کمیسیون ماده 100
زیرا برای گرفتن خسارت از شهرداری ذینفع باید مدتها در پیچ و خم دادگستری گرفتار شده و معلوم نیست که بتواند خسارت وارده به خود را دریافت کند. بنابراین در این موارد، صدور دستورموقت است که یک وسیله مکمل برای احقاق حق مردم در مقابل شهرداری کاربرد دارد.
مطابق ماده 318 قانون آیین دادرسی مدنی قانونگذار به خواهان 20 روز مهلت داده تا برای اثبات دعوای خود دادخواست تنظیم و آن را به دادگاه صالح تقدیم کند، که از زمان صدور دستور موقت آغاز می شود. این قرار در تمامی موارد اعم از مالی و غیر مالی قابلیت صدور دارد. همچنین بر اساس تبصره 1 اجرای دستور موقت مستلزم تایید رییس حوزه قضایی است.
مطلب پیشنهادی: کارشناسی رسمی دادگستری
شرایط صدور دستور موقت در مواردی است که
دادرسی فوری به طور کلی بر سه قسم است:
مطلب پیشنهادی: الزام تنظیم سند
بر اساس ماده 319 قانون آئین دادرسی مدنی، دادگاه وظیفه دارد برای جبران خسارت احتمالی که از دستور موقت حاصل می شود از مدعی تأمین اخذ کند که در این صورت دستور موقت منوط به دادن تأمین خسارت است. بنابراین به دادگاه تکلیف شده است که در هر مورد تصمیم بگیرد برای صدور دستور موقت از مدعی تامین بخواهد. البته تعیین میزان خسارت احتمالی بر اثر اجرای دستور موقت نیز بعهده قاضی است و هنگام تعیین مبلغ مذکور عامل زمان هم در نظر گرفته می شود.

به این معنی که دادگاه باید با توجه به نوع دعوی و مدافعات احتمالی و سایر عوامل موثر در طول جریان رسیدگی مدت تقریبی دادرسی را در نظر بگیرد و براساس آن خسارت احتمالی خوانده را تامین کند. به طور مثال در دستور موقت بر توقیف وجه نقدی در بانک دادگاه نمی تواند و نباید از صدی دوازده آن مبلغ در مدت شش ماه کمتر تامین بگیرد چه در آن صورت تمامی خسارت احتمالی خوانده را تامین نکرده و برخلاف ماده مذکور اقدام کرده است.
تأمین خسارت احتمالی می تواند نقد مانند اسناد تجاری، سهام و ضمانت نامه بانکی و یا غیر نقد یعنی وثیقه گذاشتن اموال غیر منقول باشد. بدیهی است چنانچه در مهلتی که دادگاه جهت پرداخت خسارت احتمالی تعیین کرده اقدامی نشود، دادگاه اختیار دارد نسبت به صدور قرار رد درخواست دستور موقت اقدام نماید.
چنانکه می دانیم حسب مقررات جاری، مادر تا سن هفت سالگی کودک، برای حضانت او اولویت دارد و پس از آن حضانت فرزند با پدر است.
لیکن قانونگذار برای نگاهداری طفل، در مواردی كه والدین با حكم دادگاه متاركه كرده اند و یا زمانی كه پدر و مادر به هر علتی جدا از یكدیگر زندگی می كنند تعیین تكلیف كرده و به طور معمول دادگاه ها بر اساس ماده 29 قانون حمایت خانواده (مصوب سال 92) ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه ها تصمیم مقتضی اتخاذ می کند.
اما در این اثنی ممکن است فاصله زمانی موجب ورود صدمات جبران ناپذیر به کودکان شود که برای جلوگیری از این آسیب ها، ماده 7 قانون مذکور به امکان صدور دستور موقت در خصوص حضانت طفل حتی پیش از صدور حکم اشاره کرده است. در این راستا این ماده مقرر می دارد: “دادگاه می تواند پیش از اتخاذ تصمیم در مورد اصل دعوی به درخواست یکی از طرفین در اموری از قبیل حضانت، نگهداری و ملاقات طفل و نفقه زن و محجور که تعیین تکلیف آنها فوریت دارد، بدون اخذ تأمین، دستور موقت صادر کند. این دستور بدون نیاز به تأیید رئیس حوزه قضائی قابل اجرا است.”
بنابراین اگر در فرض جدایی، پدر از دادن فرزند زیر هفت سال به مادر خودداری کند، مادر می تواند با مراجعه به دادگاه، برای صدور دستور موقت مبنی بر استرداد (پس دادن) فرزند درخواست دهد. با توجه به این که قانون، حضانت را با مادر دانسته است، نیازی نیست که امری را در دادگاه اثبات کند و دادگاه بدون رعایت تشریفات قانونی و خارج از نوبت، حکم استرداد طفل را صادر می کند و این حکم از طریق نیروی انتظامی فوراً قابل اجرا است.
مواردی که موجبات صدور دستور موقت زایل شده باشد، نیز باید به فوریت از آن رفع اثر شود که عبارتند از:
| مشخصات طرفين | نام | نام خانوادگى | نام پدر | شغل | محل اقامت شهر خيابان -كوچه شماره پلاك |
| خواهان | |||||
| خوانده | |||||
| وكيل يا نماينده قانونى | |||||
| تعيين خواسته و بهاي آن | صدور دستور موقت به منع نقل و انتقال آپارتمان احداثي در پلاك ثبتي …. بخش …شهرستان…. محل وقوع ملك | ||||
| دلايل و منضمات دادخواست | فتوكپي مصدق 1 قرارداد مورخ…. ، 2 دليل پرداخت ثمن، 3 استعلام ثبتي. | ||||
| رياست محترم مجتمع قضايي”نام شهرستان محل وقوع ملك ” با سلام احتراماً به استحضار مي رساند : اينجانب به نشاني مذكور برابر قرارداد مورخ، 6 دانگ یکباب آپارتمان رديف صورتمجلس تفكيكي شماره جزء پلاك ثبتي…. / بخش …. شهرستان….. را از خوانده/خواندگان خريداري نموده و مبلغ ريال از بهاي آن نيز تأديه شده است. عليرغم ايفاي تعهداتم به عنوان خريدار، متأسفانه خوانده/خواندگان مذكور از اجراي مفاد قرارداد امتناع نموده و در جهت تكميل ساختمان احداثي و اخذ صورتمجلس تفكيكي اقدامي ننموده اند. اينك با توجه به عدم اطمينان در انجام تعهدات قراردادي خوانده، استدعاي صدور دستور استعلام ثبتي و نهايتاً به استناد ماده 310 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني و صدور دستور موقت منع خوانده/خواندگان از هرگونه نقل و انتقال آپارتمان موضوع مبايعه نامه فوق الذكر از در پلاك ثبتي فوق و اجراي آن قبل از ابلاغ مورد استدعاست. دعوي راجع به ماهيت ادعا وفق ماده 318 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني ظرف مهلت قانوني ده روزه تقديم خواهد شد. محل امضاء مهر انگشت | |||||
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 13:55
یکی از ابهامات موجود در مقررات ملی و دیگر قوانین مرتبط با جامعه مهندسین ساختمانی و بالطبع آن برای جامعه کارشناسی، غیر شفاف و مبهم بودن تعریف عمر مفید ساختمان می باشد. علیرغم اینکه در مبحث 2 مدت بیمه کیفیت اجرای ساختمان از ابتدای شروع بهره برداری و پس از تحویل ساختمان توسط مجری به صاحب کار یا صاحب کاران در بخش های مختلف ساختمان (مدت زمان به شرح زیر را) تعیین گردیده است ولی قوانین در خصوص مدت زمان مسئولیت مهندسین در قبال ساختمان سکوت اختیار نموده است:
عمر مفید ساختمان به چه عواملی بستگی دارد؟ آیا می شود عمر مفید ساختمان را تنها به کیفیت مصالح محدود نمود یا عوامل دیگری نیز باید در نظر گرفت؟
عمر مفید ساختمان را می شود به دو عامل (ساختاری) و مصالح (نوع و کیفیت، روش اجرا، نحوه نگهداری و بهره برداری از مصالح) تقسیم نمود.
عوامل ساختاری:
عوامل ساختاری می تواند شامل موارد زیر باشد: نوع خاک، پی، شرایط آب و هوایی و جغرافیایی منطقه، نوع ساختمان از نظر کاربری، نوع اسکلت سازه ای (آجری، گلی، بلوکی، بتنی، فلزی و غیره)
مطلب پیشنهادی: انواع خاک در ساختمان سازی
به هر حال زیر شاخه های دو عامل فوق الذکر بسیار متنوع بوده و لحاظ کردن تمامی آن عوامل، برای کارشناسان بسیار مشکل بوده و نیاز به داشتن تخصص و تجربه وافر در امر محاسبه و طراحی و اجرا و نظارت در امر ساختمان دارد و بدلیل تنوع آن عوامل می تواند تعیین عمر مفید ساختمان را برای کارشناسان با خطا همراه سازد.
مطلب پیشنهادی: دوره آموزش نظارت ساختمان
روشی دیگر برای محاسبه عمر مفید ساختمان استفاده و استناد به آیین نامه 2800 می باشد.
در صورتی که سازه ساختمان مورد نظر بر اساس ضوابط آیین نامه ۲۸۰۰ طراحی و ساخته شده باشد و با توجه به دوره بازگشت تعریف شده زلزله در آیین نامه مربوطه، می توان حداقل عمر مفید ساختمان را تخمین زد.
مطابق این آیین نامه (بند 1-1 و 2-1 ویرایش چهارم) ساختمان باید در زلزله ای که احتمال وقوع آن در طول عمر مفید ساختمان (۵۰ سال)، کمتر از ده درصد می باشد مقاوم باشد.
همچنین ساختمانهای بلندتر از ۵۰ متر و یا بیشتر از ۱۵ طبقه باید ضوابط ویژه ای را برای اثر ناشی از زلزله سطح بهره برداری که احتمال وقوع آن از ۵۰ سال بیشتر از ۹۹/۵ درصد اقناع نماید مقاوم باشد.
لذا ملاحظه می گردد از نظر تحمل بار ساختمان باید حداقل ۵۰ سالی مقاوم باشد.
سن ساختمان: یکی از سردرگمی ها و اختلافات اساسی مابین خریداران و فروشندگان بر سر محاسبه سن ساختمان است تا جایی که این موضوع به یکی از مباحث جدی در هنگام خرید و فروش ملک تبدیل شده است.چند نکته واضح در این خصوص وجود دارد که مبنای اختلافات است:
مطلب پیشنهادی: نمونه قرارداد خرید و فروش ملک
سن واقعی ساختمان: از نظر من و اغلب کارشناسان، سن واقعی ساختمان با اولین پی ریزی و تشکیل فونداسیون آغاز می گردد و مبنای محاسبه آن تاریخ صدور جواز و یا پروانه ساختمانی است.
سن بهره برداری: از زمان نصب انشعابات و امکان سکونت در آپارتمان آغاز میگردد.و معمولاً مبنای محاسبه آن تاریخ نصب کنتورهاست.
سن سندی: از زمان تهیه اسناد شامل پایانکار، صورت مجلس تفکیکی و سند قطعی ملک محاسبه می شود.
هر کدام از این مقاطع سنی چه کاربردی دارد:
با توجه به اینکه عمر مفید ساختمان در ایران حدود ۳۰ سال است، محاسبه سن ساختمان کمک موثری به تصمیم گیری در مورد خرید آن میکند علاوه بر این بانک ها و موسسات مالی محدودیت هایی را برای پرداخت وام و تسهیلات بانکی به ساختمان های دارای عمر بیش از ۲۰ سال و در پاره ای از موارد ۱۲ سال در نظر گرفته اند.
سن واقعی ساختمان (تاریخ اخذ جواز ساختمان) معمولا مورد توجه بانکها و موسسات است و مبنای محاسبه عمر ساختمان از منظر آنهاست.
سن بهره برداری و سن سندی ساختمان عموماً مبنایی برای قیمت گذاری و اعلام مالکین به خریداران است موضوعی که خریداران باید توجه داشته باشند درخواست کپی پروانه ساختمانی و یا بررسی تاریخ آن است تا فاصله زیادی با تاریخ نصب انشعابات و یا تاریخ سند قطعی وجود نداشته باشد .برای کسب اطلاعات بیشتر فایل صوتی زیر را دانلود و گوش کنید.

با گذشت زمان بتدریج ویژگی ها و كارایی ساختمان تقلیل یافته و از سوی دیگر حاشیه ایمنی آن كاسته می شود و وقتی این ویژگی ها به سطح وظیفه رسید و از آن تنزل كرد، عمر مفید ساختمان به پایان می رسد و ساختمان از انتفاع می افتد. برخی از عوامل موثر كه منجر به كاهش عمر مفید ساختمان می شوند بشرح زیر می باشد كه با پیشگیری و جلوگیری از بروز این گونه خطاها و اصلاح فرآیندهای مربوطه، می توان تاحدود قابل توجهی بر میزان عمر مفید ساختمان افزود.
مطلب پیشنهادی: نمونه قرارداد پیمانکاری تعمیر و نگهداری تاسیسات ساختمان
بررسی استانداردهای جهانی نشان می دهد كه طول عمر ساختمان های كشور ما ۲۵ تا ۳۰ سال، طول عمر ساختمان های كشورهای صنعتی ۱۰۰ سال و حتی كشور روسیه ۳۰۰ سال است. آمار مذكور نشان دهنده عمر كم و جوانمرگی ساختمان ها در كشور ایران و وجود فاصله زیاد با میانگین جهانی آن است.
پیشنهاد می شود جهت نحوه تعیین عوامل موثر در عمر مفید ساختمان به مبانی و معیار ها پرداخته شود و متمرکز شویم:
تعیین عمر مفید ساختمان یکی از چالش ها، مشکل ترین و پر ابهام ترین موضوع کارشناسی جهت انجام قرار کارشناسی رشته ساختمان می باشد.
توضیح، تشریح کامل وجامع این موضوع احتیاج مبرم به چندین مقاله دارد، ولی بطور کلی و مجمل تعدادی از عوامل موثر و اساسی به شرح ذیل تقدیم می گردد:
مهم: ممکن است مصالح استاندارد به روش ناصحیح بکارگیری شده باشد که بعضا بسیار مشهود خواهد بود.
دادگاه طی قرار کارشناسی عمر باقیمانده یک ساختمان را سؤال کرده است؟
چگونه باید عمر باقیمانده ساختمان را حساب کرد؟
وقتی اکثریت ساکنین یک ساختمان علیه اقلیت آن ساختمان به دادگاه شکایت می کنند، آنگاه دادگاه طی قرارکارشناسی. از کارشناس سوال می کند چقدر از عمر ساختمان باقیمانده است و آیا ساختمان هنوز قابل استفاده است یا نه؟
و یا قرار کارشناسی صادره دادگاه اینست که ؛ آیا ساختمان موضوع دعوی از نظر استحکام بنا و مقاومت و … قابلیت بهره برداری و استفاده ساکنین را دارد یا خیر ؟
چون در اینگونه پرونده ها عمدتا ساختمان های قدیمی است که معمولا یا از نظر فنداسیون و یا اسکلت و مقاومت در مقابل زلزله مشکل دارند، معمولا اگر بار ثقلی باشد مشکلی ندارند ولی در قبال بارجانبی با ضوابط و آیین نامه ۲۸۰۰ مطابقت ندارند و نمیتوان تایید بگیرند. لذا کارشناس باید با تمسک به مبانی، معیار ها و شاخص هایی مستند و فنی، گزارش کارشناسی مستدل و مستند به دادگاه بدهد.
حتما شما هم در گوشه و کنار شهر ساختمان هایی را دیده اید که از ظاهرشان پیداست ده ها سال از عمرشان می گذرد. حتی برخی از این ساختمان ها به قدری فرسوده شده اند که هر لحظه ممکن است روی سر ساکنانش خراب شود.
یکی از مشکلاتی که گاهی محیط صمیمانه آپارتمان ها را بر هم می زند، اختلاف مالکان واحد های یک ساختمان درباره نوسازی آن است. اگر این اتفاق در ساختمان شما هم رخ داده است، با ماه همراه باشید.
اگر با همسایگان برای نوسازی ساختمان به مشکل برخورده اید، باید بدانید راهکار حل این مشکل مراجعه به شورای حل اختلاف است؛ به این ترتیب که فرد خواهان نوسازی ساختمان، باید دادخواست خود مبنی بر «تمایل به نوسازی» را به شورای حل اختلاف ارایه دهد.
شورا نیز بعد از بررسی، موضوع را برای رسیدگی تخصصی، به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهد. به این ترتیب، پای کارشناسان به دعوای نوسازی باز می شود.
در این زمان است که تشخیص نهایی فرسودگی ساختمان به سه نفر از #کارشناسان رسمی دادگستری سپرده می شود. کارشناسان تشخیص می دهند که آیا عمر مفید ساختمان به پایان رسیده یا به هر دلیل دیگری ساختمان دچار فرسودگی کلی شده است یا خیر.
موافقت کارشناس دادگستری با بازسازی ساختمان در صورت تشخیص ضرر مالی و جانی
به عبارت دیگر، اگر کارشناسان تشخیص دهند که ادامه زندگی در ساختمان، خطر یا ضرر مالی و جانی به همراه دارد، با بازسازی آن موافقت می کنند.
البته گاهی میان کارشناسان نیز بر سر نوسازی، اختلاف نظر ایجاد می شود. در این مواقع، قاضی رأی را بر اساس نظر اکثریت کارشناسان صادر می کند؛ بنابراین به نظر می رسد اگر مالکان یک ساختمان بر سر تجدید بنای آن دچار اختلاف شده اند، بهتر است هر چه زودتر بحث و جدل را کنار بگذارند و کار را به کارشناسان رسمی دادگستری بسپارند. مسلماً این بحث و جدل ها جز ایجاد کدورت میان همسایگان نتیجه دیگری ندارد.
نکته مهم دیگر در این باره این است که برابر قانون، مالکان می توانند کارشناسان را انتخاب کنند. اگر هم مالکان ساختمان برای انتخاب کارشناس تفاهم نداشته باشند، کانون کارشناسان رسمی دادگستری، با درخواست مدیر یا هیأت مدیره، خود به انتخاب کارشناس می پردازد و به این ترتیب، به همه دعوا ها پایان می دهد.
به خاطر داشته باشید مدیر ساختمان نیز می تواند نماینده همه ساکنان برای اجرای طرح نوسازی باشد؛ بنابراین سعی کنید فردی لایق و امین را برای مدیریت ساختمان تان انتخاب کنید.
نکته مهم در این باره آن است که قانونی که اجازه تجدید بنای فرسوده را به موافقان می دهد، «قانون تملک آپارتمان ها» است. ماده ۱۳ این قانون مقرر کرده است:
“در صورتی که به تشخیص سه نفر از کارشناسان رسمی دادگستری، عمر مفید ساختمان به پایان رسیده یا به هر دلیل دیگری ساختمان دچار فرسودگی کلی شده باشد و بیم خطر یا ضرر مالی و جانی برود و اقلیت مالکان قسمت های اختصاصی در تجدید بنای آن موافق نباشند، آن دسته از مالکان که قصد بازسازی مجموعه را دارند، می توانند بر اساس حکم دادگاه، با تأمین مسکن استیجاری مناسب برای مالک یا مالکانی که از همکاری خودداری می ورزند، نسبت به تجدید بنای مجموعه اقدام کنند.”
ساکنان مخالف نوسازی هم باید بدانند که قانون، حق آن ها را نادیده نگرفته است. در واقع، حتی اگر کارشناسان رسمی دادگستری، حق را به موافقان تجدید بنا بدهند و رأی نوسازی ساختمان از سوی قاضی صادر شود، باز هم قانون برای مخالفان نوسازی حق و حقوقی قائل است و موافقان هم نمی توانند بدون تأمین مسکن یا محل زندگی برای ساکنان مخالف، نوسازی آپارتمان را آغاز کنند؛ بنابراین موافقان برای شروع نوسازی باید مسکنی متناسب با شأن همسایه های مخالف تهیه کنند و بعد از نقل مکان آن ها به خانه جدید، دست به کار نوسازی ساختمان شوند.
با این حکم، قانون پیشاپیش به یک بهانه مخالفان پاسخ داده است، زیرا بعضی از مخالفان، نداشتن پول کافی برای اجاره مسکن تا پایان نوسازی را دلیل مخالفت شان اعلام می کنند. به این ترتیب، قانون علاوه بر توجه به حقوق آنان، این بهانه را نیز از دست شان گرفته است.
از طرف دیگر، مخالفان تجدید بنا هم نباید دل شان را به این امکان خوش کنند، چون همیشه وضع به همین منوال نیست و بعد از این که عملیات بازسازی به پایان برسد و سهم هر یک از واحد ها (هم موافقان و هم مخالفان) و هزینه های بازسازی مشخص شود، سهم مالکان مخالف و مبلغی که برای اجاره مسکن برای آن ها پرداخت شده است، از آن ها پس گرفته می شود.
اگر هم این افراد توانایی پرداخت بدهی شان را نداشته باشند، راهکاری قانونی موجود است: در چنین مواردی، ساکنان طلبکار می توانند حکم توقیف اموال بدهکار را بگیرند.
با افزایش عمر ساختمان، ساختمان دچار فرسودگی شده این فرسودگی، ممکن است تبعاتی از جمله خطر جانی یا مالی برای افراد ساکن در آن ساختمان داشته باشد؛ معمولا در زندگی شهرنشینی حاضر، اکثر مردم در آپارتمان زندگی می کنند، ساختمان هایی با چندین واحد آپارتمانی با مالکین فراوان و سلایق متفاوت؛ با اتمام عمر مفید ساختمان، نیاز به بازسازی بیش از پیش احساس می گردد، در صورتی که بین مالکین توافقی مبنی بر تخریب و نوسازی ساختمان باشد مشکلی بوجود نمی آید، اما سوال اینجاست که اگر عده ای از مالکین، تمایلی به تخریب و نوسازی (تجدید بنا) نداشته باشند، چاره کار در چیست؟
معمولا، مالکین یک ساختمان در اداره ساختمان خود دچار چالش هایی هستند، به خصوص اینکه بخواهند در جهت نوسازی ساختمان قدم هایی بردارند، هماهنگی بین تمام مالکین یک ساختمان جهت تخریب و نوسازی تقریبا غیر ممکن است، مالکی یا از روی لجبازی و یا به هر علت دیگری تمایلی به تخریب و نوسازی ندارد، چاره کار در چیست؟
خوشبختانه قانونگذار در ماده 13 الحاقی 11/03/1376 قانون تملک آپارتمان ها این موضوع را پیش بینی نموده است. براساس ماده 13 قانون فوق الذکر، شرایط تخریب و نوسازی ساختمان در صورت عدم رضایت عده ای از مالکین بدین شرح است:
سه نفر از کارشناسان رسمی دادگستری تائید کنند که عمر مفید ساختمان به پایان رسیده است یا به هر علتی ساختمان دچار فرسودگی کلی شده و بیم خطر مالی و جانی برود.
اکثریت مالکین رضایت به تجدید بنای ملک داشته باشند، بنابراین در صورتی که عده قلیلی از مالکین تصمیم به تجدید بنا کرده باشند، نمی توانند با شرایط ماده 13 قانون فوق الذکر درخواست تجدید بنا کنند.
دادگاه حکم به تجویز تجدید بنا دهد، یعنی مالکین بعد از اخذ نظریه کارشناسی باید طرح دعوای تجویز تجدید بنا نمایند و از دادگاه بخواهند که در این خصوص حکم صادر نماید، بنابراین به صرف اخذ نظریه کارشناسی امکان تخریب و نوسازی نیست و حتما دادگاه (محل وقوع ملک) باید در این خصوص حکم صادر نماید.
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1402 ساعت: 13:57
در صورتی که از کسی طلبی داریم که شخص حاضر به پرداخت آن نمی شود، یا از ایفای تعهدی امتناع می نماید و یا هر ادعای دیگری که نسبت به شخصی داشته که مدارک لازم جهت اثبات حق خود در دادگاه نیز وجود دارد قبل از طرح دعوی در دادگاه، یک فرصت دیگر به طرف مقابل می دهیم تا نسبت به ادای دین یا ایفای تعهد اقدام نماید به این نحو که با مراجعه به محل فروش تمبر و اوراق قضایی در مراجع قضایی، فرم اظهارنامه را دریافت کنیم. در واقع ارسال اظهارنامه، یک درخواست رسمی است اما بدون حضور در مراجع قضایی، اگر اظهار شونده توسط اظهارنامه به خواسته متقاضی ترتیب اثر ندهد از طریق قضایی پیگیری خواهد شد.
بنابراین هر شخص ذیحقی لازم نیست حتماً برای مطالبه حق خویش اقدام به اقامه دعوی نماید. زیرا ممکن است با درخواست شفاهی از کسی که بایستی این حق را اداء نماید، به مقصود خویش نایل نگردد. اما در برخی موارد چون اثبات مطالبه شفاهی به نوعی مشکل است، بنابراین با تنظیم اظهارنامه و ارسال آن برای مخاطب به طور رسمی اقدام به مطالبه حق خود می کند.

امروزه با تحقق ثبت دعاوی از طریق سیستم رایانه ای در مراکز استانهای سراسر کشور، به سهولت می توان به یکی از دفاتر خدمات الکترونیکی مراجعه و نسبت به ثبت اظهارنامه اقدام نمود. در سایر شهرها نیز از طریق مراجعه مستقیم به دادگستری این امر میسر می باشد.
لازم بذکر است که چنانچه طرف دعوی بیشتر از یک نفر باشد به ازای هر نفر یک برگ اضافه می شود. به علاوه هنگامی که به وسیله اظهارنامه مطالبی را به طور رسمی به طرف مقابل ارسال می کنیم نوشته باید طوری باشد که بعدها قابل اثبات باشد و همچنین زمانیکه می خواهیم چیزی را به کسی بدهیم و او حاضر نیست آن را بگیرد، از طریق ارسال اظهارنامه به او تسلیم می شود.
در مواردی برخی افراد می خواهند با طرف مقابل خود، صلح و سازش کند که می توانند با ارسال اظهارنامه مشکل ایجاد شده بین خود را حل و فصل کند.
گاهی اوقات کسانیکه دلیلی جهت اقامه دعوی و احقاق حق خود ندارند، می توانند با ارسال اظهارنامه و دریافت پاسخ طرف مقابل، در دادگاه به پاسخ ارائه شده از سوی طرف مقابل خود استناد نمایند. ارسال اظهارنامه اصولاً اختیاری است و اجباری در ارسال آن برای افراد وجود ندارد لیکن در موارد خاصی، اظهارنامه وفق قوانین و مقررات خاص، اجباری تلقی شده است.
شایان ذکر است که اظهارنامه برای بیان رسمی و محترمانه جهت مطالبات می باشد که امری بسیار مقبول و پسندیده تلقی می شود و چه بسا که همین اظهار رسمی بسیاری از مشکلات را حل نموده و از حضور افراد مختلف با شوون اجتماعی متفاوت در دادگاه ها جلوگیری نماید و مانع از کثرت پرونده ها در دادگاه ها و اطاله دادرسی شود.
لیکن در نوشتن متن اظهارنامه باید مواظب بود تا مطالبی عنوان نشود که موجب سوء استفاده طرف مقابل شود و بتواند علیه نویسنده اظهارنامه استفاده نماید و همچنین از بکاربردن کلمات تهدید آمیز و غیرمحترمانه پرهیز شود و خلاصه اینکه جز در مواقع لازم از فرستادن اظهارنامه خودداری نماییم، زیرا ممکن است ارسال اظهارنامه موجب هوشیاری طرف مقابل شود. مثلا اگر موضوع دعوی شما مطالبه وجه باشد و قصد داشته باشید با صدور قرار “تامین خواسته” اموال طرف را توقیف کنید او با وصول اظهارنامه این فرصت را پیدا می کند که اموال خود را از دسترس شما خارج نماید.
توصیه می شود در پایان اظهار نامه به اظهار شونده و مخاطب گوشزد شود در صورت عدم پاسخ لازم از طرف وی، اقدامات قانونی از جمله مراجعه به مراجع صلاحیتدار قضایی و در نتیجه مسئولیت پرداخت هزینه های دادرسی، حق الوکاله وکیل، عند اللزوم حق الزحمه کارشناسی و غیره نیز بر عهده وی خواهد بود.
مطلب پیشنهادی: وکیل ملکی در تهران
از جمله مواردی که ارسال اظهارنامه قبل از اقامه ی دعوی ضروری می باشد، زمانی است که محلی را به طور امانی به کارگر، سرایدار، خادم و به طور کلی به هر امین دیگری سپرده شود، اگر شخص مورد نظر از استرداد مال امانی امتناع نماید، بایستی ابتدا اظهارنامه ای تنظیم و به طرف مقابل اعلام شود که محل امانی را پس دهد در صورتی که شخص امانت دار پس از 10 روز از زمان ابلاغ اظهارنامه محل مزبور را بازپس ندهد، به عنوان متصرف عدوانی محسوب و خواهان از مزایای دعوی که خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی رسیدگی می گردد، استفاده می کند.
مطلب پیشنهادی: کارشناسی رسمی دادگستری
به علاوه اگر موضوع دعوی دین و از نوع وجه رایج باشد و با مطالبه داین و تمکن مدیون امتناع از پرداخت نماید، که دادگاه با رعایت نرخ تورم متناسب با تغییر شاخص سالانه بانک مرکزی از زمان سر رسید تا هنگام پرداخت، محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد، مگر اینکه به نحو دیگر مصالحه نمایند. در این ارتباط، گرچه مطالبه نباید لزوماً بوسیله اظهارنامه باشد، لیکن دلیل محکمه پسندی جهت طرح دعواست.
از طرفی دیگر، در فرضی که در قراردادی موقع بروز اختلاف ارجاع امر به داور شده ولی طرفین داور یا داوران خود را معرفی نکرده باشند و تعیین داور به عهده دادگاه نیز سپرده نشده باشد، یکی از طرفین می تواند داور خود را معین کرده و با ارسال اظهارنامه رسمی از طرف دیگر قرارداد درخواست تعیین داور نماید. در اینصورت طرف مقابل مکلف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه اقدام نماید والا ذینفع می تواند به دادگاه مراجعه کند.
بنا به قانون تجارت طلبکاران شخصی شرکای شرکت های تجاری حق ندارند طلب خود را از دارایی شرکت بخواهند. لیکن می توانند انحلال شرکت را از دادگاه صالحه به منظور وصول طلب از سهم مدیون درخواست نمایند، منوط به اینکه مراتب را حداقل شش ماه قبل از اقدام به وسیله ی اظهارنامه رسمی به اطلاع شرکت برسانند. در اینصورت مادام که حکم نهایی انحلال صادر نشده باشد شرکاء می توانند با پرداخت طلب خواهان تا حد دارایی مدیون، از انحلال آن جلوگیری نمایند.
همچنین هنگام اعلام فسخ معاملات یکی از پیش نیازهای آن ارسال اظهارنامه و اعلام اراده بر فسخ است، که متعاقباً در صورت تشخیص ارکان فسخ توسط دادگاه صالحه فسخ اعلام شده، تنفیذ می گردد.
النهایه در صورتیکه ملکی به اذن مالک در تصرف دیگری باشد در صورتی که مالک با ارسال اظهارنامه از متصرف تقاضای تحویل ملک نماید از تاریخ ارسال در صورتی که ظرف مهلت معین شده ملک را به مالک استرداد نکند، از تاریخ انقضای مهلت اعلامی در اظهارنامه متصرف غیرقانونی محسوب شده و می توان بر علیه متصرف دادخواست خلع ید تنظیم و نیز تقاضای اجرت المثل آن را نمود.
ماده ۱۵۶ هر کس می تواند قبل از تقدیم دادخواست، حق خود را به وسیله اظهارنامه از دیگری مطالبه نماید، مشروط به اینکه موعد مطالبه فرارسیده باشد. به طور کلی هر کس حق دارد اظهاراتی را که راجع به معاملات و تعهدات خود با دیگری است و بخواهد به طور رسمی به وی برساند ضمن اظهارنامه به طرف ابلاغ نماید
تبصره اداره ثبت اسناد و دفتر دادگاه ها می توانند از ابلاغ اظهارنامه هایی که حاوی مطالب خلاف اخلاق و خارج از نزاکت باشد خودداری نمایند.
ماده ۱۵۷ در صورتی که اظهارنامه مشعر به تسلیم چیزی یا وجه یا مال یا سندی از طرف اظهارکننده به مخاطب باشد باید آن چیز یا وجه یا مال یا سند هنگام تسلیم اظهارنامه به مرجع ابلاغ، تحت نظر و حفاظت آن مرجع قرار گیرد، مگر آنکه طرفین هنگام تعهد محل و ترتیب دیگری را تعیین کرده باشند.
یکی ار سؤالات مطروحه این است که آیا جواب به اظهارنامه الزامی است، که در این رابطه باید گوشزد نمود بجز موارد لازم و ضروری که به گوشه هایی از آنها فوقاً اشاره شد، هیچگونه تکلیف قانونی در پاسخ به اظهارنامه وجود ندارد.
نمونه اظهار نامه خریدار به فروشنده مبنی بر اعلام مراتب فسخ معامله به لحاظ غبن فاحش
خلاصه اظهارات
مخاطب محترم جناب آقای /خانم
با سلام ،
احتراما، در اجرای ماده 156 آئین دادرسی مدنی باستحضار می رساند:
مطابق قرارداد … مورخ … اینجانب یک دستگاه آپارتمان پلاک ثبتی … بخش … شهرستان … به نشانی … را به مبلغ … ریال از جنابعالی خریداری کردم و ثمن معامله مبلغ … ریال آن پرداخت شده و مقرر بوده است بقیه در دفتر خانه پرداخت گردد. اینک از آنجایی که از جهت قیمت معامله مغبون واقع شده ام و این غبن فاحش است بر حسب ماده 416 قانون مدنی در صورتی که غبن فاحش باشد هر یک از متعاملین حق فسق معامله را دارد وبا التفات به اینکه به موجب ماده 420 قانون خیار غبن، باید پس از علم به آن فوریت اعمال گردد و حق اعمال آن در قرارداد پیش بینی شده است، لذا با ابلاغ این اظهار نامه در مهلت مقرر قانونی فسخ معامله به لحاظ غبن فاحش اعلام، و درخواست می شود ظرف ده روز از رؤیت این اظهار نامه جهت مسترد نمودن مبلغ پرداختی به اینجانب مراجعه نمایید.
نام و نام خانوادگی
امضاء تاریخ
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 19:09
اراضی کشاورزی شامل باغ ها، نهالستان ها، اراضی زیر کشت آبی، دیم و آیش است، که در آن ها محصولات زراعی، باغی، دامی و شیلاتی تولید می شود.
علت عمده مخالف با حصار کشی خرد شدن اراضی کشاورزی است که در این خصوص قانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی و ایجاد قطعات مناسب فنی، اقتصادی تعیین تکلیف نموده است.
بر اساس قانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی، اقداماتی چون تفکیک، افراز، تقسیم و هر نوع اقدام حقوقی مانند صدور سند و همچنین اقدامات عملی مانند دیوارکشی، فنس کشی و قطعه بندی که موجب کوچک شدن اراضی کشاورزی به میزان کمتر از حدنصاب های فنی و اقتصادی شود، مصداق خرد شدن اراضی کشاورزی بوده و ممنوع است.
مطلب پیشنهادی: قانون تفکیک زمین و اراضی شهری و کشاورزی
فنس کشی در اراضی کشاورزی در خرد شدن این اراضی نقش مستقیم دارد.

آیا می توان اراضی کشاورزی را حصارکشی یا فنس کشی کرد؟

در قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوبه ۱۳۸۶ و تعیین مصادیق آن یکی از مواردی که مشمول تغییر کاربری نمود احداث خانه کارگری و نگهبانی بود. ولی چون به کرات مشاهده شد که در بسیاری از نقاط کشور افراد یا نهادهایی اقدام به قطعه بندی اراضی کشاورزی نموده و سپس مالکین آن استفاده از این امر اقدام به احداث ساختمان های ویلایی غیرمتعارف تحت عنوان نگهبانی و کارگری نموده و موجب تخریب و تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغی شده اند.
مطلب پیشنهادی: تغییر پهنه کاربری ساختمان
لذا نمایندگان وزارتخانه های جهاد مسکن صنایع محیط زیست گردشگری در جلسه ۸۹/۱۰/۳۰ خود عنوان ساختمان نگهبانی و کارگری را از مشمول معافیت تغییر کاربری حذف نمودند و مالکین این گونه اراضی از این تاریخ نمی توانند اقدام به احداث ساختمان تحت عنوان نگهبانی و کارگری در ملک خود نمایند.
از این رو متقاضیانی که واقعاً قصد احداث اتاق کارگری و نگهبانی دارند باید با مراجعه به امور اراضی جهاد کشاورزی شهرستان ها درخواست خود را ارائه دهند تا کمیسیون تبصره ۱ ماده ۱ قانون حفظ کاربری در استان مربوطه درخواست وی را بررسی و طبق ضوابط اتخاذ تقسیم نمایند.
در این خصوص بند ج ضوابط فنی و اجرایی فعالیت های ذیل تبصره ۱ ردیف ۳ از بند الف دستورالعمل ماده ۱۰ آیین نامه اجرایی قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها مقرر می دارد.
مطلب پیشنهادی: دوره آموزشی تشریح قانون حفظ کاربری اراضی
ج) بند ۵ و ۷: ۱_ احداث اتاق کارگری و نگهبانی
در یکی از آرای محاکم تجدید نظر به این نکته اشاره شده است که احداث اتاق کارگری و انبار بدون گرفتن مجوز قانونی از مصادیق تغییر کاربری بوده و جرم محسوب می گردد و صدور پروانه از سوی شهرداری در خارج از محدوده قانونی شهر مجوز تغییر کاربری نیست.
در صورت داشتن شرایط بالا، تکمیل پرونده صورت گرفته و در صورت موافقت ریاست سازمان جهاد کشاورزی استان، صدور مجوز دیوار کشی شامل هشتاد سانتی متر دیوار با استفاده از مصالح ساختمانی و ارتفاع یک متر روی آن به صورت فنس یا نرده، انجام خواهد پذیرفت.

حد نصاب قانونی برای صدور مجوز فنس کشی باغ ها یک هکتار (10000 مترمربع) است و برای باغ های با کمتر از این متراژ مجوز صادر نمی شود. البته می توان نسبت به اخذ مجوز فنس کشی دور چند باغ کنار هم به طور مشترک اقدام کرد و مرز هر باغ را با کاشتن شمشاد مشخص کرد.
حصار کشی غیرمجاز در اطراف باغ ها و اراضی کشاورزی در تضاد با قانون جلوگیری از خرد شدن اراضی کشاورزی است. در صورت فنس کشی بدون مجوز، مراجع قضایی فنس کشی را تخریب می کنند.
همچنین صاحبان این اراضی موظف به پرداخت جریمه نقدی هستند.
همانگونه که مستحضرید، صدور مجوز فنس کشی فقط برای باغ ها امکان پذیر است. بنابراین اگر مالک باغ شرایط قانونی را رعایت کند مجوز فنس کشی برای وی صادر می شود.
طرح هایی مانند فنس کشی باغ، حصارکشی باغ، احداث دامداری ها، مرغداری ها، گلخانه و کلیه طرح های مرتبط با بخش کشاورزی مشمول تبصره 4 ماده یک از قانون قانون اصلاح قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1374/03/31 است.
تبصره 4: احداث گلخانه ها، دامداریها، مرغداریها، پرورش ماهی و سایر تولیدات کشاورزی و کارگاههای صنایع تکمیلی و غذایی در روستاها بهینه کردن تولیدات بخش کشاورزی بوده و تغییر کاربری محسوب نمی شود. موارد مذکور از شمول این ماده مستثنی بوده و با رعایت ضوابط زیست محیطی با موافقت سازمان های جهاد کشاورزی استانها بلامانع می باشد.
صرف حصارکشی و محصور نمودن اراضی زراعی و باغ ها تخلف به عنوان تغییرکاربری تلقی نمی شود؛ دیوارکشی در صورتی تغییر کاربری تلقی خواهد شد که مانع از تداوم تولید و بهره برداری و استمرار کشاورزی گردد. تاریخ ر
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 14:13
گاهی بین سازنده و مالک اختلافاتی پیش می آید که منجر به پایان قرارداد یا فسخ قرارداد می شود. در این زمان ضررهای وارد شده از فسخ قرارداد به عهده کدام یک از طرفین قرارداد است؟ آیا به راحتی می توان قرارداد را فسخ کرد؟ آیا تنها به خواست یکی از طرفین قرارداد می شود قرارداد را فسخ کرد؟ گاهی مالکین که تجربه کمتری در این حوزه دارند فکر می کنند می توانند در صورت نقض شروط قرارداد از سمت سازنده، قرارداد را فسخ کنند در صورتی که این فکر اشتباه است و قرارداد مشارکت در ساخت، قراردادی لازم است.
در قرادادهای مشارکت در ساخت که قراردادی لازم است، زمانی می توان آن را فسخ کرد که قانون آن را تعیین کرده یا در شروط قرارداد به آن اشاره شده باشد.
گاهی ممکن است در هنگام عقد قرارداد یکی از طرفین به هر دلیلی حق فسخ کردن برای خود تعیین نکرده باشد. آیا در چنین شرایطی این فرد نمی تواند اقدام به فسخ مشارکت در ساخت کند؟ خیر در چنین شرایطی، فرد با اختیارات قانونی (خیارات) می تواند از طریق مجاری قانونی نسبت به فسخ قرارداد اقدام کند. اما شروط فسخ مشارکت در ساخت برای مالک و سازنده کاملا متفاوت است و برای هریک با توجه به بند قرارداد و دلایل خود است.
مهم ترین موردی که در مورد فسخ قرارداد مشارکت در ساخت، باید بدانید این است که تحت هیچ شرایطی، به صورت یک طرفه نمی توانید معامله را فسخ نمایید؛ این امکان در صورتی جایز است که، این حق برای شما یا طرف دیگر معامله در قولنامه ذکر شده باشد. اگر اصرار دارید که این کار را انجام دهید، باید برای فسخ، دلیل موجهی داشته باشید، اگر در توضیحات اظهار داشته باشید که پشیمان هستید و هیچ دلیل موجهی برای انجام فسخ ندارید، از نظر قانون پذیرفتنی نیست، و قانون به شما اجازه فسخ قرارداد را نمی دهد.
مالک می تواند در صورت تخلف سازنده از انجام برخی تعهدات، در موارد معینی که در قرارداد پیش بینی می گردد، آن را فسخ نماید. به طور معمول موارد زیر از جمله تخلفاتی است که موجب می شود مالک حق فسخ مشارکت در ساخت را داشته باشد:
لازم به ذکر است که برای انجام فسخ بایستی شرایط فسخ قرارداد مشارکت که شامل موارد زیر است لحاظ گردد.

اگر در هنگام عقد مشارکت در ساخت برای طرفین حق فسخ کردن تعیین شود و طرفین بخواهند از حق خود استفاده کنند، با مراجعه به داور یا دادگاه، داور یا دادگاه فسخ مشارکت در ساخت را اعلام می نماید. به این نوع فسخ، حق فسخ قراردادی می گویند.
اگر در هنگام عقد مشارکت در ساخت برای طرفین حق فسخ کردن تعیین نشود باید برای تشخیص حق آن به دادگاه مراجعه کنند. در صورتی که هنگام عقد پیمان، حق فسخ مشارکت در ساخت برای طرفین تعیین شود، زمانی که مالک یا سازنده تصمیم به فسخ آن بگیرند و به یکدیگر اعلام می نمایند، این اعلام فسخ بهتر است از طریق ارسال اظهارنامه رسمی باشد.
یکی از مواردی که موجب فسخ شدن این قراردادها از طرف مالک می شود، تاخیر سازنده در تحویل ملک است. در این زمان مالک به دادگاه مراجعه کرده و درخواست فسخ مشارکت در ساخت و مطالبه خسارت را می کند.
اگر مالک تقاضا فسخ مشارکت در ساخت داشته باشد و پروژه در دست احداث باشد چه می شود؟ آیا می توان آن را فسخ کرد؟ در چنین شرایطی اگر در این قراردادها حق فسخ کردن برای مالک تعیین شده باشد یا دادگاه با خیارات قانونی تصمیم به فسخ آن بگیرد. هزینه های سازنده محاسبه شده و مالک یا می تواند هزینه های پرداخت شده را بپردازد یا باید با توجه به آورده های سازنده، در ساختمان شریک گردد.
در این قرادادها، معمولا افراد به دلایل زیر دادخواست فسخ مشارکت در ساخت را به دادگاه ارائه می دهند، تا دادگاه در مورد فسخ شدن آن تصمیم بگیرد.
همان طور که می دانید معنی لغوی فسخ، از اعتبار ساقط شدن، از بین رفتن و به پایان رسیدن است. انواع فسخ نیز همین معنی را می دهند اما تفاوت هایی دارند که در ادامه بررسی خواهیم کرد.
فسخ: از بین رفتن تعهدات و از اعتبار ساقط شدن قرارداد به اراده ی یکی از طرفین هست. برای مثال هنگام فروش ملک، فروشنده در قرارداد قید می کند اگر تا ۵ روز مبلغ بیع (مال) از خریدار دریافت نکند حق فسخ را دارد و ۵ روز می گذرد و فروشنده مبلغ بیع را دریافت نمی کند. در این زمان فروشنده حق فسخ دارد و می تواند آن را فسخ کند.
تفاسخ (اقاله): از بین رفتن تعهدات و از اعتبار ساقط شدن قرارداد به توافق هر دو طرف قرارداد است. برای مثال قرارداد مشارکت در ساختی بسته شده است، در مرحله ای از اجرا و به هر دلیلی با توافق دو طرف، قراردادی که بسته شده از اعتبار ساقط می شود.
منفسخ (انفساخ): در این حالت از بین رفتن تعهدات و از اعتبار ساقط شدن قرارداد به اراده شخص ثالث (مثل قانون) است. برای مثال فروشنده ملک را به خریدار می فروشد، قراردادی تنظیم و امضا می شود و در این زمان باقی مانده تا تحویل ملک به خریدار، سیل یا زلزله ملک را ویران می کند، در این شرایط با دخالت قانون قرارداد باطل می شود. در این نوع، نه فروشنده و نه خریدار خواستار فسخ قرارداد نبودند اما قرارداد به اصطلاح منفسخ شد.
در قانون کشور ما ایران، برای حق فسخ اراده فرد کافیست، اما اراده فرد زمانی موثر است که، و از طرف فرد اعلام شود. در قانون طبق ماده ۴۴۹ قانون مدنی، فسخ زمانی که لفظا از طرف شخصی که دارای حق فسخ است حاصل شود، انجام می گردد. لذا فرد دارای حق فسخ باید اجرای حق خود را با رفتار یا گفتار نشان دهد. یا به عبارتی، اجرای حق فسخ قرارداد مشارکت در ساخت با اعلان اراده صورت می پذیرد؛ و دادگاه هیچ نقشی در وقوع فسخ ندارد.
فسخ قرارداد زمانی رخ می دهد که:
(لازم به ذکر است که، طرف قرارداد به راحتی از قرارداد دست نمی کشد، و باب میل اراده صاحب فسخ عمل نمی کند، بنابراین او ناچار است برای اجرای فسخ قرارداد از دادگاه کمک بگیرد.)

طبق ماده ۲۳۹ قانون مدنی اگر اجبار متخلف برای رفع نقایص کافی نباشد و طرف دیگر هم توانایی برطرف کردن نقایص را نداشته باشد، طرف مقابل می تواند فسخ قرارداد کند. البته این عکس این مورد هم امکان دارد مثلاً اگر طرف اول قرارداد از تعهدات خود مثل تحویل اسناد و مدارک مربوط در زمان مقرر یا عدم تنظیم سند رسمی نسبت به بعضی از ملک با توجه به پیشرفت کار، در زمان مشخص شده استنکاف کند. در این نوع قرارداد طرفین در قبال تأخیر در انجام تعهدات خود مسئول اند و اگر در قرارداد ذکر شده باشد برای هر مدت زمان از تأخیر باید به طرف مقابل خسارت بدهند که از محل تضمینات دریافتی و یا اموال طرف دیگر قابل وصول است.
البته باید در نظر داشت که طبق ماده ۲۲۸ قانون مدنی، شرط مطالبه خسارت این است که طرف متخلف از انجام تعهد نتواند ثابت کند که عدم انجام به موقع، معلول حوادث غیرقابل پیشگیری یا پیش بینی بوده و یا ناشی از عمل طرف دیگر و عدم انجام تعهدات وی بوده است.
براي جلوگیري از سوء استفاده هاي احتمالی ممکن است طرفین قرارداد تضمیناتی مانند چک را در قبال انجام تعهد از یکدیگر اخذ نمایند. به عنوان مثال در امر مشارکت در ساخت طبعاً ممکن است سازنده یا پیمانکار از نظر به بکار بردن مصالح و نوع و مرغوبیت آنها و یا اجراي صحیح عملیات ساخت و ساز ، به تعهدات قراردادي و یا متعارف عمل نکند. مرسوم است که در این باره تضمیناتی از سازنده أخذ شود تا در صورت تخلّف، طرف دیگر بتواند از محل آن، خسارت مربوط به خود را وصول کند. باید دقت کرد که مبنا و منشأ حقوقی مطالبه در چنین مواقعی، خسارت تخلف از انجام تعهد نیست؛ بلکه در واقع أرش عیب می باشد که نحوه محاسبه آن بر طبق ماده ۴۲۷ قانون مدنی است. این نقیصه مربوط به کیفیت است.
طبق ماده ۱۹۰ قانون مدنی برای صحت هر معامله شرایط زیر اساسی است:
اهلیت طرفین
قصد و رضای طرفین
موضوع معین که مورد معامله باشد
مشروعیت جهت معامله
اگر قراردادی شرایط ذکر شده را نداشته باشد باطل است.
پیشنهاد میکنیم این صفحه از سامانه آرای قوه قضائیه را مطالعه کنید، مطمئنا خالی از لطف نخواهد بود.
برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 15:12
قانون زمین شهری مصوب 1366 06 22 با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1 بمنظور تنظیم و تنسیق امور مربوط به زمین و ازدیاد عرضه و تعدیل و تثبیت قیمت آن بعنوان یکی از عوامل عمده تولید و تأمین رفاه عمومی و اجتماعی و ایجاد موجبات حفظ و بهره برداری هر چه صحیح تر و وسیع تر از اراضی و همچنین فراهم نمودن زمینه لازم جهت اجرای اصل 31 و نیل به اهداف مندرج در اصول 43 و 45 و 47 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای تأمین مسکن و تأسیسات عمومی مواد این قانون بتصویب میرسد و از تاریخ تصویب در سراسر کشور لازم الاجراء است.
ماده 2 اراضی شهری زمینهائی است که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهرها و شهرکها قرار گرفته است.
ماده 3 اراضی موات شهری زمینهائی است که سابقه عمران و احیاء نداشته باشد. زمینهای مواتی که علیرغم مقررات قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری بدون مجوز قانونی از تاریخ 5 /4 /1358 به بعد احیاء شده باشد همچنان در اختیار دولت میباشد.
ماده 4 اراضی بایر شهری زمینهائی است که سابقه عمران و احیاء داشته و بتدریج بحالت موات برگشته اعم از آنکه صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد.
ماده 5 اراضی دایر زمینهائی است که آنرا احیاء و آباد نموده اند و در حال حاضر دایر و مورد بهره برداری مالک است زمینهای دایر مشمول این قانون صرفاً اراضی کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیرمحصور میباشد.
ماده 6 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) کلیه زمینهای موات شهری اعم از آنکه در اختیار اشخاص یا بنیادها و نهادهای انقلابی دولتی و یا غیردولتی باشد در اختیار دولت جمهوری اسلامی است و اسناد و مدارک مالکیت گذشته ارزش قانونی ندارد. ادارات ثبت اسناد و املاک مکلفند به درخواست وزارت راه و شهرسازی اسناد آنها را بنام دولت صادر نمایند مگر آنکه از تاریخ 22 /11 /1357 توسط دولت واگذار شده باشد.
تبصره اسناد مالکیت زمینهای مواتی که در وثیقه میباشند و بموجب قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری و قانون اراضی شهری مصوب 1360 و این قانون به اختیار دولت در آمده و یا در میآیند آزاد تلقی میشوند و غیر از مطالبات اشخاص ناشی از فروش اینگونه اراضی که منتفی میگردد مطالبات دیگر وسیله طلبکار از سایر اموال بدهکار وصول خواهد شد.
ماده 7 کسانی که طبق مدارک مالکیت، از زمینهای موات شهری در اختیار داشته اند مشروط بر آنکه از مزایای مواد 6 یا 8 قانون اراضی شهری مصوب 1360 استفاده نکرده و مسکن مناسبی نداشته باشند، طبق ضوابط مسکن و شهرسازی در سراسر کشور قطعه و یا قطعاتی جمعاً معادل 1000 (هزار) مترمربع در اختیارشان گذاشته میشود تا در مهلت مناسبی که در آئیننامه تعیین خواهد شد عمران و احیاء کنند در صورت عدم عمران و احیاء بدون عذر موجه اجازه مذکور ساقط و زمین به دولت باز میگردد.
تبصره در مورد کسانی که به تاریخ قبل از قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری مصوب 5 /4 /1358 با اسناد عادی دارای زمین بوده و در مهلتهای تعیین شده قبلی از طرف مراجع مربوطه تشکیل پرونده داده اند و یا در شهرهائی که تاکنون مهلتهای مذکور برای تشکیل پرونده اعلام نشده است در صورتیکه تاریخ تنظیم سند عادی و صحت معامله از طرف مراجع ذیصلاح قضائی تأیید گردد برابر ضوابطی که در آئیننامه اجرائی این قانون تعیین میشود اجازه عمران داده خواهد شد.
ماده 8 کلیه اراضی بایر شهری که صاحب مشخصی نداشته باشد در اختیار ولی فقیه میباشد.
ماده 9 ( اصلاحی 31 03 ˏ 1390 )- وزارت راه و شهرسازی موظف است زمینهای مورد نیاز برای امر مسکن و خدمات عمومی را ضمن استفاده از کلیه اراضی موات و دولتی در شهرهائی که به پیوست این قانون بدلیل عدم تکافوی اراضی مذکور در این شهرها ضرورت آن حتمی است به ترتیب از زمینهای بایر و دایر شهری تأمین نماید.
مالکان اراضی بایر و دایر شهری اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی و بنیادها و نهادها و ارگانهای دولتی و غیر دولتی موظفند زمینهای مورد نیاز دولت یا شهرداریها را که موضوع این قانون است بمنظورهای ذیل و با تقویم دولت به آنها ( دولت و شهرداریها) بفروشند.
الف (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) تفکیک و فروش توسط وزارت راه و شهرسازی به افراد واجدالشرایط دریافت زمین جهت مسکن و یا اجرای طرحهای ساختمان سازی مسکونی.
ب ایجاد تأسیسات عمومی و عمرانی و اداری و اجرای طرحهای مصوب شهری و عوض طرحهای شهری حسب مورد بوسیله وزارتخانه ها و شهرداریها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و نهادها و مؤسساتی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است.
ج حفاظت از میراث فرهنگی کشور.
تبصره 1 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) در صورت مراجعه مالک یا مالکین زمینهای بایر و دایر و اعلام یا اعلان عدم نیاز دولت و شهرداریها به زمین مالک میتواند پس از عمران و آماده سازی زمین نسبت به تفکیک و واگذاری زمین خود طبق ضوابط و مجوز وزارت راه و شهرسازی اقدام نماید.
تبصره 2 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) مالکان اراضی بایر و دایر شهری اعم از مشاع و یا ششدانگ که زمین آنها مورد نیاز دولت و شهرداریها بشرح این ماده است مشروط بر اینکه از مزایای مواد 6 یا 8 قانون اراضی شهری مصوب 1360 استفاده نکرده باشند حق دارند طبق ضوابط وزارت راه و شهرسازی قطعه یا قطعاتی از زمین مذکور به انتخاب خود و در صورت عدم امکان از سایر اراضی دولتی معادل (هزار) متر مربع عمران و تفکیک نمایند یا به دولت بفروشند زائد بر آن ( نه عین و نه منفعت) قابل واگذاری نیست مگر به دولت و با تقویم دولت و یا اینکه با اجازه و زیر نظر وزارت راه و شهرسازی عمران نموده واگذار نماید.
تبصره 3 صغار یتیم تا سن بلوغ شرعی و بازماندگان درجه اول شهداء و مفقودالاثرها و همسران آنها تا زمانی که فرزندان آنها را تحت تکفل داشته باشند از شمول این ماده مستثنی هستند عمران و تفکیک و واگذاری زمینهای موضوع این تبصره مشمول مقررات این قانون بوده و چنانچه زمین مشمول این تبصره مورد نیاز برای طرح دولتی خاصی باشد که احداث آن در محل دیگری میسر نباشد معادل ارزش زمین مورد نظر از محل اراضی دولتی بصورت عوض واگذار میگردد.
تبصره 4 واگذاری سهام مشاعی مالکین اراضی شهری به یکدیگر در یک یا چند قطعه زمین بنحوی که سهم هر یک از مالکین پس از انتقال زائد بر حد نصاب مقرر در این ماده نگردد با رعایت شرایط مندرج در این قانون بلامانع است.
تبصره 5 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) شرکتهای تعاونی مسکن که قبل از تصویب قانون اراضی شهری مصوب 1360 مالک زمینهائی باشند با رعایت حداقل نصاب تفکیک محل وقوع زمین برای هر یک از اعضاء واجد الشرایط که از مزایای قانون اراضی شهری مصوب 1360 و این قانون استفاده نکرده باشند در قالب ضوابط وزارت راه و شهرسازی حق بهره برداری از زمین خود را دارا میباشند و زمینهای مازاد بر نیاز آنها و نیز زمینی که طبق ضوابط مذکور در مهلت مقرر بدون عذر موجه عمران نگردد تابع مقررات این قانون بوده و در اختیار دولت قرار میگیرد.

تبصره 6 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) در صورت استنکاف یا عدم مراجعه و یا عدم دسترسی به مالک یا نامشخص بودن نشانی مالک پس از اعلان وزارت راه و شهرسازی و در صورت وجود تعارض ثبتی و در وثیقه بودن ملک یا هرگونه اشکالات حقوقی یا ثبتی دیگر که مانع از انجام معامله دولت گردد دولت یا شهرداریها با سپردن بهای زمین مورد تملک به صندوق ثبت محل زمین را تملک و حسب مورد وزارت راه و شهرسازی یا شهرداری به قائم مقامی مالک سند انتقال را امضاء می نمایند و در موقع مراجعه مالک پس از ارائه مفاصاحسابهای لازم و رفع هرگونه اشکال بهای آن قابل پرداخت میباشد و یا در صورت امکان زمین معوض واگذار میگردد.
تبصره 7 دولت و شهرداریها می توانند برای اجرای طرحهای دولتی و تأسیسات عمومی زیربنائی خود زمین مورد نیاز را در شهرها و شهرکهای سراسر کشور با رعایت کلیه ضوابط و تبصره های این ماده تملک نمایند.
تبصره 8 زمینهای دایری که دولت یا شهرداریها در کلیه شهرها و شهرکها نیاز به تملک آنها دارند پس از تصویب طرح و اعلام مراتب به ادارات ثبت قابل انتقال به غیر نبوده مگر به دولت یا شهرداریها.
تبصره 9 تقویم دولت بر اساس قیمت منطقه ای (ارزش معاملاتی) زمین بوده و بهای اعیانیها در اراضی و سایر حقوق قانونی طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری بر اساس بهای عادله روز تعیین میگردد.
تبصره 10 در صورت درخواست و توافق مالک دولت موظف است بجای اراضی تملک شده از اراضی که در خارج از محدوده قانونی شهرها و شهرکها در اختیار دارد معادل ارزشی زمین تملک شده برای امر کشاورزی به مالکین این قبیل اراضی واگذار نماید.
تبصره 11 این ماده و تبصره های آن با استفاده از اجازه مورخ 19 /7 /1360 حضرت امام خمینی مدظله العالی که در آن مجلس شورای اسلامی را صاحب صلاحیت برای تشخیص موارد ضرورت دانسته اند صرفاً در شهرهای مندرج در پیوست این قانون و تبصره های 7 و 8 آن در کلیه شهرها و شهرکهای سراسر کشور برای مدت 5 سال از تاریخ تصویب قابل اجراء است و پس از مهلت مذکور در شهرهای یاد شده نیز مانند سایر شهرهای کشور سایر مواد قانون قابل اجراء خواهد بود.
ماده 10 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) از تاریخ تصویب قانون اراضی شهری مصوب 1360 کلیه زمینهای متعلق به وزارتخانه ها و نیروهای مسلح و مؤسسات دولتی و بانکها و سازمانهای وابسته به دولت و مؤسساتی که شمول حکم مستلزم ذکر نام است و کلیه بنیادها و نهادهای انقلابی در اختیار وزارت راه و شهرسازی قرار میگیرد.
تبصره 1 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) اراضی غیرموات بنیادهای غیردولتی از شمول این ماده مستثنی بوده ولی هرگونه واگذاری طبق ضوابط وزارت راه و شهرسازی با رعایت نظر ولی فقیه خواهد بود.
تبصره 2 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) شهرداریها و شرکتها و سازمانهای وابسته به شهرداریها از شمول این ماده مستثنی هستند ولی حق واگذاری اینگونه اراضی را بدون اجازه وزارت راه و شهرسازی ندارند مگر بعنوان رفع نیازمندیهای عمومی شهر و عوض املاک واقع در طرحهای مصوب شهری.
تبصره 3 اراضی وقفی به وقفیت خود باقی است ولی اگر زمینی بعنوان وقف ثبت شده و در مراجع ذیصلاح ثابت شود که تمام یا قسمتی از آن موات بوده سند وقف زمین موات ابطال و در اختیار دولت قرار میگیرد لکن هرگونه واگذاری اراضی از طرف اوقاف یا آستان قدس رضوی و یا سایر متولیان بایستی بر طبق ضوابط شهرسازی و رعایت نظر واقف صورت گیرد.
تبصره 4 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) وزارت راه و شهرسازی مکلف است اراضی حاصل از موضوع این ماده را به ادارات و سازمانهای مذکور در حد نیاز اداری و تأسیساتی مجاناً واگذار نماید.
ماده 11 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) وزارت راه و شهرسازی موظف است بر اساس سیاست عمومی کشور طبق آئیننامه اجرائی نسبت به آماده سازی یا عمران و واگذاری زمینهای خود مطابق طرحهای مصوب قانونی اقدام کند.
تبصره 1 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) تطبیق نقشه های تفکیکی و شهرسازی اراضی دولتی با طرحهای جامع و تفصیلی و هادی و تصویب آن « موضوع ماده 101 قانون شهرداریها» به عهده وزارت راه و شهرسازی است.
تبصره 2 دولت از پرداخت هرگونه مالیات و حق تمبر و هزینه های ثبتی و معاملاتی بابت آماده سازی و تفکیک و فروش اراضی معاف است.
تبصره 3 بهای واگذاری زمین به اشخاص نباید از قیمتهای منطقه ای زمان واگذاری (ارزشهای معاملاتی) تجاوز نماید. ولی چنانچه برای دولت بیش از قیمت منطقه ای تمام شده باشد به بهای تمام شده واگذار میگردد نحوه وصول هزینه های ناشی از آماده سازی و عمران و تفکیک و یا سایر خدمات بر اساس بهره وری قطعات از خدمات و تأسیسات شهری محاسبه و بصورتی اخذ میگردد که از مجموع هزینه ها تجاوز ننماید.
تبصره 4 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) به وزارت راه و شهرسازی اجازه داده میشود اماکن عمومی و خدماتی مورد نیاز مجموعه های مسکونی را احداث و واگذار نماید.
تبصره 5 (اصلاحی 31 03 ˏ 1390) وزارت راه و شهرسازی در جهت اجرای مفاد این ماده و ایجاد شهرها و شهرکها با رعایت ضوابط و مقررات مربوطه میتواند نسبت به تشکیل شرکتهای عمرانی و ساختمانی راساً و یا با مشارکت بخش غیردولتی اقدام نماید اساسنامه این قبیل شرکتها به پیشنهاد وزارت مذکور به تصویب هیأت دولت خواهد رسید.
ماده 12 (اصلاحی 31ˏ03ˏ1390)- تشخیص عمران و احیاء و تأسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات بعهده وزارت راه و شهرسازی است این تشخیص قابل اعتراض در دادگاه صالحه میباشد.
تبصره 1 (اصلاحی 31ˏ03ˏ1390)- دادگاه نسبت به اعتراض خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی رسیدگی کرده و حکم لازم خواهد داد، اعتراض به تشخیص وزارت راه و شهرسازی در دادگاه مانع از اجرای مواد این قانون نمی گردد.
تبصره 2 ملاک تشخیص مرجع مقرر در ماده 12 در موقع معاینه محل در مورد نوع زمینهائی که از تاریخ 22 /11 /1357 وسیله دولت یا ارگانها و نهادها و کمیته ها و دفاتر خانه سازی احداث اعیانی یا واگذار شده بدون در نظر گرفتن اعیانیهای مذکور خواهد بود.
ماده 13 هرگونه دخل و تصرف و تجاوز به اراضی شهری متعلق یا منتقل شده به دولت و شهرداریها و یا احداث هرگونه بنا بدون پروانه مجاز و یا هرگونه نقل و انتقال بموجب اسناد عادی یا رسمی و تفکیک و افراز اراضی مزبور و یا هرگونه عملی بر خلاف این قانون جرم شناخته میشود و با متجاوزین بر اساس تبصره 2 ماده 148 اصلاحی قانون «اصلاح و حذف موادی از قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 و اصلاحات بعدی آن» مصوب 31 /4 /1365 مجلس شورای اسلامی رفتار میشود.
ماده 14 (اصلاحی 31ˏ03ˏ1390)- تبدیل و تغییر کاربری، افراز و تقسیم و تفکیک باغات و اراضی کشاورزی و یا آیش (اراضی موضوع ماده 2 این قانون) با رعایت ضوابط و مقررات وزارت راه و شهرسازی و مواد این قانون بلااشکال است.
تبصره نقل و انتقال اینگونه اراضی برای امر کشاورزی با قید مفاد موضوع این ماده در سند بلامانع است.
ماده 15 (اصلاحی 31ˏ03ˏ1390)- هرگونه تفکیک و تقسیم اراضی بایر جهت عمران و احداث بنا با رعایت ضوابط و مقررات وزارت راه و شهرسازی و مواد این قانون بلااشکال است.
ماده 16 هر یک از کارمندانی که در اجرای این قانون به تشخیص دادگاه صالح رعایت دقیق مقررات آن را ننموده و تخطی کرده باشند علاوه بر جبران خسارت وارده به دولت یا اشخاص و اعاده وضع، بر حسب مورد به انفصال موقت یا دائم از خدمات دولتی محکوم میگردند.
ماده 17 (اصلاحی 28ˏ04ˏ1368)- وزارت راه و شهرسازی مأمور اجرای این قانون میباشد و موظف است حداکثر ظرف مدت 3 ماه آئیننامه اجرائی مواد این قانون و نیز اساسنامه سازمان زمین شهری را تهیه و بتصویب هیأت دولت برساند.
شهرهای مشمول ضرورت
| آبادان | کامیاران | سردشت | تبریز | آمل | اراک |
| پیرانشهر | کرج | سقز | تهران | بابل | اردبیل |
| ساری | گرگان | سوسنگرد | خرم آباد | باختران | اسلام آباد |
| قصر شیرین | گیلانغرب | سومار | خرمشهر | بانه | اسلام شهر |
| نجف آباد | مریوان | شوش | خوی | بروجرد | اشنویه |
| نفت شهر | ملایر | شیراز | دزفول | بستان | اصفهان |
| نقده | مهاباد | قائمشهر | دهلران | بوشهر | الیگودرز |